شعر منشعری برای مرگ تن خود سروده ام ....
شعری که می بردم تا سرای دور ....
آنجا که پنجره ها بسته می شوند ...
آنجا که خاطره ی ناشاد من به نور لبخند می زند....
شعری برای مرگ تن خود سروده ام ....
شعری که از دل خاکم خبر دهد...
آنجا که مظهر آسايش تن است....
آنجا که چشم خسته ی من در درون گور لبخند می زند....
شعری برای مرگ تن خود سروده ام....
شعری زلال تر از اشک چشم ....
آنجا که می شکند بغض اين گلو....
آنجا که اين لب بی حالتم به زور لبخند می زند....
شعری برای مرگ تن خود سروده ام ...
شعری که از دل من تا دل خداست....
آنجا که عشق می طلبد خون و اشک و آه .... آنجا که گوش من ناله های دور لبخند ميزند

![]()
Powered By
BLOGFA.COM
کيفيت موسيقي متن بستگي به
سرعت شما در اينترنت دارد
یه بی وفا مثل خودت ریشه هاتو به خشکونه
یکی باشه که هر نفس آتیش به جونت بزنه
بهت خیانت بکنه زخم زبونت بزنه
کاشکی اونم بدونه که خوبی بهت نیومده
این همه خوبی آخرش چی به سر من اومده
پشت سرت هرجا بری نفرین من به راهته
به اون چشه در به درت به اون دل سیاهته
همین قدم که خواستمت از سرتم زیادیه
خیال نکن به یادتم بدون که مردی تو دلم
خودت میدونی جای عشق نفرتو کاشتی تو دلم
واسه همیشه از دلم دیگه میزارمت کنار
تموم بی وفایی یات از تو بمونه یادگار
حالا که میری نظرم پشت سرت رو هم ببین
ببین که تنها نمیشم تنها تو باختی نازنین
الهی هر کی که رسید پا روی قلبت بزاره
هر چی که با من میکنی یه روزی به روزت بیاره
آهای رفیق نیمه راه آی تو که تنهایی میری
فقط یه نفرین میکنم تو اوج غربت بمیری ![]()
![]()
غريبه ، خسته اي ، خاموش و سردي
شبي تلخ و عبوسي ، مثل دردي
منو با خودت ببر ، يك روز از اينجا
غريبه ، اگه فراموشم نكردي
غريبه آي غريبه آي غريبه
ببين دنيا پر از رنج و فريبه
غريبه آي غريبه آي غريبه
دلم تنگه ، غريبه آي غريبه
غريبه زندگي بي تو حرومه
كتاب خاطراتم نا تمومه
تنم سرد و دلم آشفته بي تو
نميدونم كه خوشبختي كدومه
غريبه مسكنت دشت كويره
آخه دلم داره اينجا ميميره
انگاري غافلي از اين دل من
يه روزي ميام ميبيني خيلي ديره
غريبه آي غريبه آي غريبه
ببين دنيا پر از رنج و فريبه
غريبه آي غريبه آي غريبه
دلم تنگه ، دلم تنگه غريبه![]()
![]()
واسه عشق خيلی ها مردن ....
قصه ليلی و مجنون ....
بزار باشه وا سه گفتن ....
اگه تو باشی می دونم ....
قصه مون زنده می مونه.......
يه روزی ميشه که دنيا ..... قصه ما رو بخونه![]()
![]()
![]()
ولی جدایی....
یک قانون.![]()
![]()
نگاه تو به دنبال
کسی است
که
نگاهش در پی دیگریست.........![]()
![]()
به نام او به یاد تو ........
وقتي به دنيا اومدم يادم دادن دوست داشته باشم حالا که عاشقه يکي شدم ميگن فراموشش کن. هميشه همين جوريه .ما واقعا بد بختيم.
دفتر عمر مرا با وجود تو رونقي ديگر شکوهي ديگر هست تو مي تواني به من زندگاني بخشي يا بگيري از من انچه مي بخشي .
عشق يعني اشک حسرت ريختن عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني مست و بي پروا شدن عشق يعني سوختن يا ساختن عشق يعني زندگي را باختن.
با تو انگار تو بهشت ام با تو پر صعادت ام من ديگه از مرگ نمي ترسم عاشقه شهامت ام من اگه رو هسير بشينم اگه هيچي نداشته باشم با تو من مالكه دنيام با تو پر صعادت ام.
نمی دانم کدام ناکس دعا کرد
بمیرد آنکه غربت را بنا کرد
تو را از من مرا از تو جدا کرد![]()
![]()
تو همونی که می گفت که قلبم مال تو واسه همیشه
در میان همه گل گشتم و عاشق نشدم تو چه کردی که تو را دیدم و عاشقت شدم
در تمام
لحظات زندگی
هیچکس وسعت
تنهاییم را حس نکرد
ای مادر سر و پا فدات بشم![]()
![]()
به دنیایی که نا مردان عصا از کور می دزدند من از خوش باوری آنجا محبت جستجو کردم
نمی دونم چرا وقتی بچه ای به دنيا مياد گريه می کنه ؟
شايد تنها راهه اعتراضشه ..... برای اين که شايد نمی خواسته وارد اين دنيای بزرگ و کثيف بشه .....شايدم يه نوع دفاع از حقوقه .....نمی دونم .....به هر حال از هيچ کدوم از ما نپرسيدن که دوست داريم متولد بشيم يا نه ؟؟.... ولی اين حق رو داريم که خوب زندگی کردن رو انتخاب کنيم ......
با هر کودکی يه جاده هم متولد می شه ..... يه جاده زيبا يا شايد زشت ..... که مسيرش .....هدفش و مقصدش حتی زيبايی يا زشتيشو خودمون انتخاب می کنيم ....
اون جاده می تونه به نور مطلق برسه و خدا بشه يا به ته درهء سياهه حماقت پرتاب بشه ....هر کودکی با يه نوری توی قلبش متولد ميشه ...... مثل يه نور شمع .... می تونه اين نور رو تقويت کنه يا اصلا خاموشش کنه ....
خيلی سخته توی اين هياهو که هر کس از راه می رسه ـ بدون اينکه بوی عشق رو استشمام کرده باشه ـ حرف از عشق می زنه ، دنبال عشق گشت ....ولی هر سختی شيرينی پيروزی رو چندين برابر می کنه ..... خيلی سخته وقتی همهء مردم عاشق آزاد ، پرنده هاشون توی قفسن ،دم از آزادی زد ....... ولی اگه اسير باشی و آزاده و آزاد انديش ، مردی .....
کاش وقتی بچه ای متولد می شه ....فقط يه فرشتهء خوب همراه خودش می آورد تا مسير درست جادشو بهش نشون بده، تا برسه به خدا .....
خدايا ....نمی دونم چقدر از مسير رو درست اومدم .... اصلا مسير رو پيدا کردم ؟..... اين مسيری که پيدا کردم درسته ؟؟؟.... خدايا اين روز برای من يه روز معمولی نيست ..... خدايا اون نوری که ۱۸ سال پيش توی قلبم بوده حالا چطوريه ؟؟ کم نورتر شده يا پرنورتر ؟...
خدايا .... نور قلب همهء کور دلان رو روشن کن ..... خدايا همهء بنده هاتو که چشماشونو بستن روی حقيقت .... با حقيقت آشنا کن ....خدايا به بنده هات صبر بده ...... صبری که کليد چارهء همهء دردهاست .....خدايا .... عشق بده .... عشقی که لازمهء آزادی و آزادگی ست ....
و
در آخر
خدايا ..... به عنوان کادوی تولد به من آرامش بده ......
همهء اميدم تويی .....
اميدم و نا اميد نکن .....

