.
بيا بيا چون ابر بهار گريه کنم
به دامن سياه روزگار گريه کنم
به سوز گريه شبی خنده کرده ايم
که حال: به جای خنده در اين شب تار
گريه کنيم
به جای عشق بيا خنده زنيم
به جای شعر بيا زار زار گريه کنيم
دريای شورانگيزچشمان تو اينجاست
انجا که بايد دل به دريا زد اينجاست
ای باعث شکوفايی باران من
بايد بروم تا باغم غريبی خويش
غم غربت را از دل عاشقان بزدايم
اما بدان هر لحظه نبض خاطرات من
به ياد تو ميتپد


+ نوشته شده توسط منصور در سه شنبه پانزدهم آذر 1384 و ساعت
15:0 |

